تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٥ - تفسير ايمان و انفاق دو سرمايه بزرگ نجات و خوشبختى
و به راستى نيز چنين است زيرا در آيات گذشته خوانديم كه مالك حقيقى كل جهان خداوند است ايمان به اين واقعيت بيانگر همين است كه ما امانتدار او هستيم، چگونه ممكن است امانتدار فرمان صاحب امانت را ناديده بگيرد؟! ايمان به اين حقيقت به انسان روح سخاوت و ايثار مىبخشد، و دست و دل او را در انفاق باز مىكند.
تعبير به" مستخلفين" (جانشينان) ممكن است اشاره به نمايندگى انسان از سوى خداوند در زمين و مواهب آن باشد، و يا جانشينى از اقوام پيشين، و يا هر دو.
و تعبير به" مما" (از چيزهايى كه ...) تعبير عامى است كه نه تنها اموال بلكه تمام سرمايهها و مواهب الهى را شامل مىشود و همانگونه كه قبلا نيز گفتهايم انفاق مفهوم وسيعى دارد كه منحصر به مال نيست، بلكه علم و هدايت و آبروى اجتماعى و سرمايههاى معنوى و مادى ديگر را نيز شامل مىشود.
سپس براى تشويق بيشتر مىافزايد:" آنهايى كه از شما ايمان بياورند و انفاق كنند اجر بزرگى دارند" (فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ).
توصيف اجر به بزرگى، اشارهاى به عظمت الطاف و مواهب الهى، و ابديت و خلوص و دوام آن است، نه تنها در آخرت كه در دنيا نيز قسمتى از اين اجر كبير عائد آنها مىشود.
نخست به صورت يك استفهام توبيخى علت عدم پذيرش دعوت پيامبر ص را در مورد ايمان به خدا جويا شده، مىفرمايد:" چه چيز سبب مىشود كه