تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦ - نكته دليلى براى اثبات حجيت قياس
يكى از منابع تشريع در فقه اسلامى پذيرفتهاند، هر چند جمعى از آنها در مساله نفى حجيت قياس با ما موافقند.
جالب اينكه بعضى از طرفداران قياس از آيه فوق (و لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ) خواستهاند براى مقصود خود استدلال كنند! چون خداوند مىگويد حال نشاة اخرى (قيامت) را بر نشاة اولى (دنيا) قياس كنيد.
ولى اين استدلال عجيبى است زيرا" اولا" آنچه در آيه فوق آمده يك استدلال عقلى و قياس منطقى است، چون منكران معاد مىگفتند خدا چگونه قدرت دارد استخوان پوسيده را زنده كند؟ قرآن در جواب آنها مىگويد: همان كسى كه قدرت داشت شما را در آغاز بيافريند بعدا نيز چنين قدرتى را دارد، در حالى كه قياس ظنى در احكام شرعى هيچگاه چنين نيست، زيرا ما احاطه به مصالح و مفاسد تمام احكام شرع نداريم.
" ثانيا" آنها كه قياس را ممنوع مىدانند" قياس اولويت" را استثنا كردهاند فى المثل اگر قرآن مىگويد:" نسبت به پدر و مادر كمترين سخن خشونت- آميز نگوئيد" به طريق اولى مىفهميم نبايد آزار بدنى به آنها برسانيم، آيه مورد بحث از قبيل" قياس اولويت" است و ربطى به قياس ظنى مورد نزاع ندارد چرا كه در آغاز كه هيچ چيزى وجود نداشت خداوند كره زمين و خاك را آفريد و انسان را از آن خاك خلقت كرد، در آخرت حد اقل خاكهاى انسان موجود است، و لذا در قرآن مجيد در آيه ٢٧ روم مىخوانيم: و هو الذى يبدؤا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ" او كسى است كه آفرينش را آغاز كرد سپس آن را باز مىگرداند و اين كار براى او آسانتر است".
اين سخن را با حديثى پايان مىدهيم كه فرمود: عجبا كل العجب للمكذب بالنشاة الأخرى و هو يرى النشاة الاولى، و عجبا للمصدق بالنشاة الآخرة و هو يسعى لدار الغرور:" بسيار شگفتانگيز است كار كسى كه نشاه ديگر