تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - گنهكاران از سيمايشان شناخته مىشوند!
هر صحنهاى شرايطى دارد و هر صحنه از صحنه ديگر خوفناكتر است.
" وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ:" در آن روز چهرههايى درخشان و نورانيند، و چهرههايى تاريك، كه سياهى مخصوصى آن را پوشانيده".
سپس مىافزايد:" آن گاه آنها را با موهاى پيش سر، و پاهايشان مىگيرند، و به دوزخ مىافكنند"! (فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ).
" نواحى" جمع" ناحيه" چنان كه راغب در مفردات مىگويد: در اصل به معنى موهاى پيش سر و از ماده" نصا" (بر وزن نصر) به معنى اتصال و پيوستگى است، و" اخذ به ناصيه" به معنى گرفتن موى پيش سر است، و گاه كنايه از غلبه كامل بر چيزى مىآيد.
[١]" سيما" در اصل به معنى" علامت و نشانه" است، و هر گونه علامت و نشانهاى را كه در صورت و يا ساير نقاط بدن آنها باشد شامل مىشود، ولى از آنجا كه علائم خوشحالى و بد حالى بيشتر در صورت نمايان مىگردد به هنگام ذكر اين لفظ غالبا صورت تداعى مىشود.