تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧ - تفسير يك مسابقه بزرگ معنوى
" اين براى آن است كه به خاطر آنچه از دست دادهايد غمگين نشويد، و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشيد"، بنا بر اين هر كس بر گذشته تاسف نخورد و به آنچه در دست دارد دلبسته نباشد، زهد را از هر دو طرف در اختيار گرفته" [١] نكته ديگر اينكه توجه به اين اصل كه ناكاميها با زندگى انسان از آغاز عجين بوده، و طبق سنت حكيمانهاى مقدر شده است، و دنيا پيوسته فراز و نشيب دارد، انسان را براى تحمل شدائد شجاع و در برابر حوادث سخت، صبور و مقاوم مىسازد، به او آرامش خاطر مىدهد، و از بيتابيها و جزع مانع مىگردد.
ولى باز تاكيد مىكنيم اين تنها در مورد مصائب غير قابل اجتناب است، و گرنه مصيبتها و ناكاميهايى كه تنها معلول گناهان و سهلانگارى خود انسان است از اين بحث خارج مىباشد و راه مقابله با آنها موضعگيرى صحيح در برنامههاى زندگى است.
اين بحث را با سرگذشتى كه بعضى از مفسران آوردهاند پايان مىدهيم:
" قتيبة بن سعيد" [٢] مىگويد: وارد يكى از قبايل عرب شدم، صحرايى ديدم پر از شترانى كه همه مرده بودند كه به شماره در نمىآمد، در آنجا پير زنى بود، پرسيدم اين شتران از آن كه بوده است؟ گفت: آن پير مرد را كه بالاى آن تل مىبينى كه نشسته و پشم مىتابد، به سراغ او آمدم، گفتم: اينها همه از آن تو بوده؟! گفت: بنام من بوده است! گفتم: چه شده كه به اين روزگار افتادهاند؟
او در جواب (بى آنكه اشارهاى به آفت و علت مرگ و مير آنها كند) گفت: آن كس كه داده بود گرفت، گفتم: (ناراحت نيستى و) در اين باب چيزى گفتهاى؟
[١]" نهج البلاغه" كلمات قصار كلمه ٤٣٩.
[٢]" قتيبة بن سعيد" يكى از محدثان است كه از مالك ابن انس روايت مىكند (منتهى الارب).