تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٦ - تفسير با طناب پوسيده شيطان به چاه نرويد!
جمعى آنها را همان مشركان مكه مىدانند كه در غزوه بدر، طعم تلخ شكست را با تمام وجودشان چشيدند، و ضربات سربازان اسلام، آنها را از پاى در آورد، زيرا حادثه" بدر" فاصله زيادى با ماجراى" بنى نضير" نداشت چون ماجراى بنى نضير- چنان كه قبلا اشاره كرديم- بعد از جنگ" احد" رخ داد، و ماجراى بدر قبل از احد به فاصله يك سال واقع شد، بنا بر اين در ميان اين دو حادثه، فاصله زيادى نبود.
در حالى كه بسيارى از مفسران آن را اشاره به ماجراى يهود" بنى قينقاع" مىدانند كه بعد از ماجراى بدر واقع شد، و منجر به بيرون راندن اين گروه از يهود از مدينه گرديد، البته اين تفسير مناسبتر به نظر مىرسد، چرا كه تناسب بيشترى با يهود بنى نضير دارد، زيرا يهود" بنى قينقاع" نيز مانند يهود" بنى نضير" افرادى ثروتمند و مغرور و در ميان خود جنگجو بودند، و پيامبر ص و مسلمانان را- چنان كه در نكات مشروحا به خواست خدا خواهيم گفت- با نيرو و قدرت خود تهديد مىكردند، ولى سرانجام چيزى جز بدبختى و دربدرى در دنيا و عذاب اليم آخرت عائدشان نشد.
" وبال" به معنى عاقبت شوم و تلخ است، و در اصل از" وابل" به معنى باران سنگين گرفته شده زيرا بارانهاى سنگين معمولا خوفناك است، و انسان از عاقبت تلخ آن هراسان مىباشد، چرا كه غالبا سيلهاى خطرناكى به دنبال دارد.