تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - تفسير " ظهار" يك عمل زشت جاهلى
چيز را مىبيند و هر سخنى را مىشنود.
مادر و فرزند بودن چيزى نيست كه با سخن درست شود، يك واقعيت عينى خارجى است كه هرگز از طريق بازى با الفاظ حاصل نمىشود، بنا بر اين اگر انسان صد بار هم به همسرش بگويد: تو همچون مادر منى! حكم مادر پيدا نمىكند و اين يك سخن خرافى و گزافهگويى است.
و به دنبال آن مىافزايد:" آنها سخنى منكر و زشت مىگويند، و گفتارى باطل و بى اساس" (وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً) [١] درست است كه گوينده اين سخن به اصطلاح قصد" اخبار" ندارد بلكه مقصود او" انشاء" است، يعنى مىخواهد اين جمله را به منزله صيغه طلاق قرار دهد، ولى به هر حال محتواى اين جمله محتوايى است بى اساس، درست شبيه خرافه" پسرخواندگى" كه در زمان جاهليت بود بچههايى را پسر خود مىخواندند، و احكام پسر را در باره او اجرا مىكردند، كه قرآن آن را نيز محكوم كرده، و سخنى باطل و بى اساس شمرده است، و مىگويد
[١]" زور" در اصل به معنى انحناء بالاى سينه است، و به معنى منحرف شدن نيز آمده، و از آنجا كه سخن دروغ و باطل انحراف از حق دارد به آن" زور" مىگويند، و نيز به همين دليل اين واژه به بت نيز اطلاق مىشود.