تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨ - تفسير و همچنين سرنوشت قوم عاد
" قوم عاد نيز پيامبر خود را تكذيب كردند" (كَذَّبَتْ عادٌ).
هر قدر پيامبر آنها، هود ع بر تبليغات خود مىافزود، و از راههاى مختلف براى بيدار ساختن آنها تلاش مىكرد، آنها بر خيرهسرى و لجاجت خود مىافزودند، و غرور ناشى از ثروت و امكانات مادى و غفلت ناشى از غرق بودن در شهوات، گوش شنوا و چشم بينا را از آنها گرفته بود.
سرانجام خداوند آنها را با عذاب دردناكى مجازات كرد، لذا در دنباله همين آيه به صورت سربسته مىفرمايد بنگريد" عذاب و انذارهاى من چگونه بود"؟
(فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ).
" صرصر" از ماده" صر" (بر وزن شر) در اصل به معنى بستن و محكم كردن است، و تكرار آن در واژه" صرصر" براى تاكيد است، و از آنجا كه اين باد هم شديد بوده است و هم سرد، هم پر سوزش و هم پر سر و صدا، اين واژه به آن اطلاق شده است.
" نحس" در اصل به معنى سرخى شديدى است كه گاه در افق ظاهر مىشود، و همچون، شعله آتش بى دودى است كه عرب آن را" نحاس" مىگويد، سپس اين واژه به هر چيز" شوم" در مقابل" سعد" اطلاق شده است (دقت كنيد).
" مستمر" صفتى است براى" يوم" يا" نحس"، در صورت اول مفهومش اين است كه حوادث آن روز هم چنان استمرار يافت، و چنان كه در آيه ٧ در سوره حاقه آمده است" هفت شب و هشت روز اين عذاب الهى بطور مداوم بر آنها مسلط بود تا همگى را در هم كوبيد و كسى را زنده نگذاشت".