تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - نكته سعد و نحس ايام
چهارشنبه آخر ماه است كه در محاق اتفاق افتاد، و در همين روز" قابيل" برادرش" هابيل" را كشت ... و خداوند در اين روز چهارشنبه تندباد را بر قوم عاد فرستاد" [١] لذا بسيارى از مفسران به پيروى بسيارى از روايات آخرين چهارشنبه هر ماه را روز نحس مىدانند، و از آن تعبير به" اربعاء لا تدور" مىكنند (يعنى چهارشنبهاى كه تكرار نمىشود).
در بعضى ديگر از روايات مىخوانيم كه روز اول ماه روز سعد و مباركى است چرا كه آدم در آن آفريده شد، همچنين روز ٢٦ چرا كه خداوند دريا را براى موسى شكافت [٢] يا اين كه روز سوم ماه روز نحسى است، چرا كه آدم و حوا در آن روز از بهشت رانده شدند، و لباس بهشتى از تن آنها كنده شد [٣] يا اين كه روز هفتم ماه روز مباركى است، چرا كه نوح سوار بر كشتى شد (و از غرقاب نجات يافت) [٤] يا اينكه در مورد نوروز در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم كه فرمود:" روز مباركى است كه كشتى نوح بر جودى قرار گرفت، و جبرئيل بر پيامبر اسلام نازل شد، و روزى است كه على ع بر دوش پيامبر ص رفت بتهاى كعبه را شكست، و داستان غدير خم مصادف با نوروز بود ... [٥] اين گونه تعبيرات، در روايات فراوان است كه سعد و نحس ايام را با بعضى از حوادث مطلوب، يا نامطلوب پيوند مىدهد، مخصوصا در مورد روز عاشورا
[١] تفسير نور الثقلين جلد ٥ ص ١٨٣ (حديث ٢٥).
[٢] همان مدرك صفحه ١٠٥.
[٣] همان مدرك صفحه ٥٨.
[٤] همان مدرك صفحه ٦١.
[٥] بحار الانوار جلد ٥٩ صفحه ٩٢.