تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - آفرينش انسان از خاكى همچون سفال!
دو مشرق و دو مغرب دارد، و بقيه در ميان اين دو مىباشد [١] اين نظام كه مبدأ پيدايش فصول چهارگانه سال با بركات فراوانى است در حقيقت تاكيد و تكميلى است براى آنچه در آيات قبل آمده، آنجا كه سخن از حساب سير خورشيد و ماه در ميان است، و همچنين سخن از وجود ميزان در آفرينش آسمانها، و در مجموع هم بيانگر نظام دقيق آفرينش و حركت زمين و ماه و خورشيد مىباشد، و هم اشارهاى است به نعمتها و بركاتى كه از اين رهگذر عائد انسان مىشود.
بعضى دو مشرق و دو مغرب را در اينجا به طلوع و غروب" خورشيد" و طلوع و غروب" ماه" تفسير كردهاند و آن را مناسب با آيه گذشته" و الشمس و القمر بحسبان" مىدانند، ولى معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد، به خصوص اينكه در بعضى از روايات اسلامى به آن اشاره شده است.
از جمله در حديثى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود:
ان مشرق الشتاء على حده، و مشرق الصيف على حده، اما تعرف ذلك من قرب الشمس و بعدها؟:
" مشرق (آغاز) زمستان جداگانه است، و مشرق (آغاز) تابستان جداگانه است آيا نمىبينى كه خورشيد در اين دو فصل نزديك و دور مىشود (اشاره به بالا آمدن خورشيد در آسمان در فصل تابستان و پائين رفتن در فصل زمستان است) [٢]
[١] توضيح اينكه: از آنجا كه محور زمين نسبت به سطح مدار آن مايل است و زاويهاى در حدود ٢٣ درجه تشكيل مىدهد و با همين حال به گرد آفتاب مىگردد طلوع و غروب آفتاب دائما متغير به نظر مىرسد و از ٢٣ درجه ميل اعظم شمالى (در آغاز تابستان) تا ٢٣ درجه ميل اعظم جنوبى (در آغاز زمستان) در تغيير است كه مدار اول را مدار" رأس السرطان" و مدار دوم را مدار" رأس الجدى" گويند، و اين است دو مشرق و دو مغرب آفتاب و بقيه مدارات در درون اين دو مدار قرار دارد.
[٢] تفسير" نور الثقلين" جلد ٥ صفحه ١٩٠.