تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - تفسير اين آب و آتش از كيست؟
و در رستاخيز زنده كند؟
شبيه همين دليل براى معاد در آيات آخر سوره" يس" نيز آمده است، الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ" همان كسى كه براى شما از درخت سبز آتش آفريد و شما به وسيله آن آتش مىافروزيد" (يس ٨٠).
ولى همانگونه كه در تفسير آيه فوق مشروحا بيان كرديم اين تعبير قرآنى مىتواند اشاره به دليل لطيفترى كه همان رستاخيز انرژيهاست بوده باشد، و به تعبير ديگر در اينجا سخن تنها از" آتشزنه" نيست، بلكه سخن از خود آتشگير يعنى چوب و هيزم كه به هنگام سوختن آن همه حرارت و انرژى را آزاد مىكند، نيز هست.
توضيح اينكه: از نظر علمى ثابت شده آتشى كه امروز به هنگام سوختن چوبها مشاهده مىكنيم همان حرارتى است كه درختان طى ساليان دراز از آفتاب گرفته، و در خود ذخيره كردهاند، ما فكر مىكنيم تابش پنجاه سال نور آفتاب بر بدنه درخت از ميان رفته، غافل از اينكه تمام آن حرارت در درخت ذخيره شده، و به هنگامى كه جرقه آتش به چوبهاى خشك مىرسد و شروع به سوختن مىكند آن حرارت و نور و انرژى را پس مىدهند.
يعنى در اينجا رستاخيز و معادى برپا مىشود، و انرژيها مرده از نو زنده مىشوند و جان مىگيرند، و به ما مىگويند: خدايى كه رستاخيز ما را فراهم ساخت قدرت دارد كه رستاخيز شما انسانها را نيز فراهم سازد! (براى توضيح بيشتر در اين زمينه به بحث مشروحى كه در جلد ١٨ صفحه ٤٦١ تا ٤٦٧ بيان كردهايم مراجعه كنيد).
جمله" تورون" كه به معنى آتش افروختن است گرچه معمولا در اينجا به استفاده از" آتشزنه" تفسير شده، ولى هيچ مانعى ندارد كه آتشگيره (هيزم)