تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - تفسير سرآغاز نعمتهاى الهى
است، و هر كدام نسخهاى است از اين عالم بزرگ و پهناور!
" بيان" از نظر مفهوم لغت معنى گستردهاى دارد، و به هر چيزى گفته مىشود كه مبين و آشكار كننده چيزى باشد، بنا بر اين نه فقط نطق و سخن را شامل مىشود كه حتى كتابت و خط و انواع استدلالات عقلى و منطقى كه مبين مسائل مختلف و پيچيده است همه در مفهوم بيان جمع است، هر چند شاخص اين مجموعه همان" سخن گفتن" است.
گرچه ما به خاطر عادت به سخن گفتن آن را مساله سادهاى فكر مىكنيم، ولى در حقيقت سخن گفتن از پيچيدهترين و ظريفترين اعمال انسان است، بلكه مىتوان گفت هيچ كارى به اين ظرافت و پيچيدگى نيست! زيرا از يك سو دستگاههاى صوتى براى ايجاد اصوات مختلف با يكديگر همكارى مىكنند، ريه هوا را در خود جمع مىكند و آن را تدريجا از حنجره بيرون مىفرستد، تارهاى صوتى به صدا در مىآيند، و صداهاى كاملا متفاوت كه بعضى نشانه رضا و ديگرى خشم و ديگرى استمداد و ديگرى تكلم و ديگرى محبت يا عداوت است ايجاد مىكنند، سپس اين صداها با كمك زبان و لبها و دندانها و فضاى دهان، حروف الفبا را با سرعت و ظرافت خاصى به وجود مىآورند، و به تعبير ديگر آن صداى ممتد و يك نواخت كه از حنجره بيرون مىآيد به اشكال و اندازههاى مختلف بريده مىشود و حروف از آن تشكيل مىگردد.
از سوى ديگر مساله وضع لغات پيش مىآيد كه انسان بر اثر پيشرفت فكرى لغات گوناگون براى انواع نيازهاى مادى و معنويش وضع مىكند، و عجب اينكه هيچگونه محدوديتى براى انسان در وضع لغات نيست، و تعداد