تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١ - نكته
در آخرين آيه مورد بحث به عنوان نتيجهگيرى مىفرمايد:" حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن و او را پاك و منزه بشمر" (فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ) [١] آرى خداوندى كه اينهمه نعمت را آفريده، و هر كدام يادآور توحيد و معاد و قدرت و عظمت او است شايسته تسبيح و تنزيه از هر گونه عيب و نقص است.
او هم" رب" است و پروردگار، و هم" عظيم" است و قادر و مقتدر گرچه مخاطب در اين جمله پيامبر ص است ولى ناگفته پيدا است كه منظور همه انسانها مىباشد.
نكته:
در اينجا لازم است به چند حديث پر معنى در ارتباط با آيات فوق از پيامبر ص و امير مؤمنان على ع اشاره كنيم:
١- در تفسير" روح المعانى" در حديثى از على ع مىخوانيم:" شبى از شبها حضرت به هنگام نماز و خواندن سوره واقعه وقتى به آيه أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ رسيد، سه بار عرض كرد: بل انت يا رب:
" بلكه تو خالق انسان هستى اى پروردگار" و هنگامى كه به آيه أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ رسيد باز سه مرتبه عرض كرد: بل انت يا رب" بلكه زارع حقيقى تويى اى پروردگار" و هنگامى كه به آيه أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ رسيد باز سه مرتبه عرض كرد: بل انت يا رب:" تويى كه باران
[١]" باء" در" باسم ربك" ممكن است براى تعديه باشد (به اين ترتيب كه فعل متعدى" سبح" به منزله لازم گرفته شده) بعضى نيز احتمال دادهاند كه" باء" در اينجا براى" استعانت"، يا" زائده" يا" ملابست" بوده باشد، ولى معنى اول مناسبتر است.