تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠ - تفسير پيامبران را يكى بعد از ديگرى فرستاديم
سپس اشاره سربستهاى به سلسله انبياى ديگر، و آخرين آنها قبل از پيامبر اسلام ص كرده مىافزايد:" سپس به دنبال آنها رسولان ديگر خود را آورديم" (ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا.) يكى بعد از ديگرى قيام كردند و چراغ هدايت را فرا راه مردم قرار دادند تا نوبت به حضرت مسيح ع رسيد.
" ما بعد از آنها عيسى بن مريم را آورديم" (وَ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ).
" قفينا" از ماده" قفا" به معنى پشت است، و قافيه را از اين رو قافيه مىگويند كه قسمتهاى آخر شعر" مشابه يكديگر و پشت سر هم قرار مىگيرد، و در جمله فوق منظور اين است كه پيامبران با آهنگى يكسان و يك نواخت، و اهدافى هماهنگ، يكى بعد از ديگرى قدم به عرصه وجود گذاشتند، و تعليمات يكديگر را تاييد و تكميل كردند، و در حقيقت اين تعبير اشاره زيبايى به" توحيد نبوت" است.
سپس به كتاب آسمانى مسيح ع اشاره كرده، مىافزايد:" ما به او انجيل عطا كرديم" (وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ).
بعد از ويژگيهاى پيروان او سخن مىگويد و مىفرمايد:" ما در قلوب كسانى كه از او پيروى كردند رافت و رحمت قرار داديم" (وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً.) بعضى از مفسران اين دو واژه (رافت و رحمت) به يك معنى دانستهاند، ولى جمعى از ميان اين دو تفاوتى قائلند و آن اينكه:" رافت" به معنى محبت در زمينه دفع ضررها است، و" رحمت" به معنى محبت براى جلب منافع است، و لذا غالبا رافت قبل از رحمت ذكر مىشود چرا كه نخست بايد دفع ضرر كرد و سپس به فكر جلب منفعت افتاد، و نيز به همين دليل در آيه مجازات زناكاران