تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٩ - تفسير با طناب پوسيده شيطان به چاه نرويد!
چيز را براى فرداى قيامت از پيش فرستاده است"؟ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ) [١] سپس بار ديگر براى تاكيد مىافزايد:" از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است" (وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ).
آرى تقوى و ترس از خداوند سبب مىشود كه انسان براى فرداى قيامت بينديشد، و اعمال خود را پاك و پاكيزه و خالص كند.
تكرار امر به تقوى، چنان كه گفتيم، براى تاكيد است، چرا كه انگيزه تمام اعمال صالح و پرهيز از گناه همين تقوى و خدا ترسى است.
ولى بعضى احتمال دادهاند كه امر اول به تقوى ناظر به اصل انجام اعمال است و امر دوم به كيفيت خلوص آنها، يا اينكه اولى ناظر به انجام كارهاى خير است (به قرينه جمله" ما قدمت لغد") و دومى ناظر به پرهيز از گناهان و معاصى است، يا اينكه اولى اشاره به توبه از گناهان گذشته است و دومى تقوى براى آينده ولى در آيات قرينهاى بر اين تفسيرها وجود ندارد، و تاكيد مناسبتر به نظر مىرسد.
تعبير به" غد" (فردا) اشاره به قيامت است چرا كه با توجه به مقياس عمر دنيا به سرعت فرا مىرسد، و ذكر آن به صورت نكره براى اهميت آن است.
تعبير به" نفس" (يك نفر) ممكن است در اينجا به معنى هر يك نفر بوده باشد، يعنى هر انسانى بايد به فكر فرداى خويش باشد، و بدون آنكه از ديگران انتظارى داشته باشد كه براى او كارى انجام دهند خودش تا در اين دنيا است آنچه را مىتواند از پيش بفرستد.
[١] در اينكه" ما" در" ما قدمت لغد" موصوله است يا استفهاميه؟ مفسران دو احتمال دادهاند، و آيه شريفه تاب هر دو را دارد، هر چند استفهاميه مناسبتر به نظر مىرسد.