تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - تفسير سرانجام دردناك قوم ثمود
كننده" گرفتهاند، و تكذيب قوم ثمود را نسبت به صالح به عنوان تكذيب تمام پيامبران شمردهاند، چرا كه دعوت تمام انبياء هماهنگ بود، ولى ظاهر اين است كه" نذر" در اينجا جمع" انذار" به معنى بياناتى است كه توأم با بيم دادن است كه طبعا در كلام هر پيغمبرى وجود دارد.
آرى كبر و غرور و خودبينى و خودخواهى حجاب بزرگ آنها در برابر دعوت انبيا بود، آنها مىگفتند: صالح فردى مانند ما است، دليلى ندارد كه ما از او پيروى كنيم! او چه امتيازى بر ما دارد كه رهبر باشد، و ما پيرو و تابع او؟! اين همان اشكالى است كه امتهاى گمراه غالبا به انبيا داشتند كه آنها افرادى از جنس ما هستند و به همين دليل نمىتوانند پيامبر الهى باشند.
جمعى از مفسران تعبير به" واحدا" چنين استفاده كردهاند كه منظور دشمنان صالح اين بوده كه او يك فرد عادى است، مال و ثروت هنگفت، و يا نژاد و نسب فوق العادهاى ندارد، بعضى نيز آن را به اين معنى تفسير كردهاند كه او يك نفر است جمعيت و گروهى ندارد، در حالى كه يك رهبر بايد جمعيتى در اختيار داشته باشد و با اين امتياز ديگران را به پيروى خود بخواند.
ولى تفسير سومى نيز در اينجا وجود دارد كه آنها روى واحد عددى تكيه نمىكردند، بلكه هدفشان واحد نوعى بود، مقصود اين بود كه او فردى از نوع و جنس ماست و نوع بشر نمىتواند رسالت الهى را بر عهده گيرد بلكه بايد پيامبر از جنس فرشتگان باشد، البته جمع ميان هر سه تفسير ممكن است،