تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - تفسير هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد
كارى از دست هيچكس ساخته نيست.
آرى ضعف و ناتوانى كامل انسان، در اين لحظات حساس آشكار مىشود، نه تنها در زمانهاى گذشته كه امروز با تمام تجهيزات فنى و پزشكى و حضور تمام وسائل درمانى، اين ضعف و زبونى به هنگام احتضار درست همانند گذشته مشهود و آشكار است.
قرآن مجيد در تكميل بحثهاى معاد و پاسخگويى به منكران و مكذبان، ترسيم گويايى از اين لحظه كرده، مىگويد:" پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد، توانايى بازگرداندن آن را نداريد"؟! (فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ) [١]
مخاطب در اينجا اطرافيان محتضرند، از يك سو نظاره حال او را مىكنند، و از سوى ديگر ضعف و ناتوانى خود را مشاهده مىنمايند و از سوى سوم توانايى خدا را بر همه چيز و بودن مرگ و حيات در دست او، و نيز مىدانند خودشان هم چنين سرنوشتى را در پيش دارند [٢]
[١] آيه محذوفى دارد كه از آيات بعد استفاده مىشود و در تقدير چنين است:
" فلو لا اذا بلغت الحلقوم لا ترجعونها و لا تملكون شيئا" (مؤنث بودن فعل در اينجا به خاطر آن است كه به" نفس" باز مىگردد).
[٢] اينكه بعضى احتمال دادهاند مخاطب در اينجا شخص محتضر است بسيار بعيد به نظر مىرسد زيرا آيه بعد به خوبى روشن مىسازد كه مخاطب اطرافيان او هستند.