تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - ما همه فانى و بقا بس تو راست!
بعضى ديگر تنها مساله آفرينش و مرگ انسانها را عنوان نموده، و گفتهاند:
خداوند در هر روز سه لشكر دارد: لشكرى از اصلاب پدران به ارحام مادران منتقل مىشوند، و لشكرى از رحم مادران به عالم دنيا گام مىنهند، و لشكرى از اين دنيا روانه قبر مىشوند.
ولى همانگونه كه گفتيم آيه مفهوم گستردهاى دارد كه هر گونه آفرينش تازه و خلقت جديد و دگرگونى و تحول را در اين جهان در بر مىگيرد.
در روايتى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم: كه در يكى از خطبههايش فرمود:
الحمد للَّه الذى لا يموت و لا تنقضى عجائبه لانه كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ من احداث بديع لم يكن:
" حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه هرگز نمىميرد، و شگفتيهاى خلقتش پايان نمىگيرد، چرا كه هر روز در شان و كارى است، و موضوع تازهاى مىآفريند كه هرگز نبوده [١] و در حديث ديگرى از رسول خدا ص مىخوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود:
من شانه ان يغفر ذنبا، و يفرج كربا و يرفع قوما، و يضع آخرين:
" از كارهاى او اين است كه گناهى را مىبخشد، و ناراحتى و رنجى را برطرف مىسازد، گروهى را بالا مىبرد، و گروه ديگرى را پائين مىآورد" [٢] اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه" يوم" در اينجا به معنى روز در مقابل شب نيست، بلكه هم دورانهاى طولانى را شامل مىشود، و هم ساعات و لحظات را، و مفهومش اين است كه خداوند متعال هر زمان در شان و كارى است.
بعضى نيز شان نزولى براى آيه ذكر كردهاند كه اين آيه رد بر گفتار
[١]" اصول كافى" مطابق نقل تفسير" نور الثقلين" جلد ٥ صفحه ١٩٣.
[٢]" مجمع البيان" ذيل آيات مورد بحث- اين حديث در" روح المعانى" از" صحيح بخارى" نيز نقل شده است.