تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥ - تفسير باز هم همسران بهشتى
" ساكنان اين دو بهشت در حالى هستند كه تكيه بر تختهايى زدهاند كه با بهترين و زيباترين پارچههاى سبز رنگ پوشانده شده است" (مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ).
" رفرف" در اصل به معنى برگهاى گسترده درختان است و سپس به پارچههاى زيباى رنگارنگ كه بى شباهت به منظره باغها نيست اطلاق شده [١]" عبقرى" در اصل به معنى هر موجود بى نظير يا كم نظير است، و لذا به دانشمندانى كه وجود آنها در ميان مردم نادر است" عباقرة" مىگويند، بسيارى معتقدند كلمه" عبقر" در آغاز اسمى بوده كه عرب براى شهر پريان انتخاب كرده بود، و از آنجا كه اين شهر موضوع ناشناخته و نادرى بوده، هر موضوع بى نظير را به آن نسبت مىدهند و" عبقرى" مىگويند، بعضى نيز گفتهاند كه" عبقر" شهرى بود كه بهترين پارچههاى ابريشمين را در آن مىبافتند [٢] ولى به هر حال ريشه اصلى فعلا متروك شده، و عبقرى به صورت يك كلمه مستقل به معنى" نادر الوجود" يا" عزيز الوجود" به كار مىرود، و با اينكه مفرد است گاهى معنى جمعى نيز مىدهد (مانند آيه مورد بحث).
و" حسان" جمع" حسن" (بر وزن چمن) به معنى خوب و زيبا است.
به هر حال اين تعبيرات همه حاكى از اين است كه بهشت همه چيزش ممتاز است، ميوهها، غذاها، قصرها، فرشها و خلاصه هر چيزش در نوع خود بى نظير و بى مانند است، بلكه بايد گفت اين تعبيرات نيز هرگز نمىتواند آن
[١] بعضى از مفسران در اينجا فرش معروف نگارستان انوشيروان را به صورت مثالى ذكر كردهاند، همان فرش فوق العاده گرانقيمتى كه منظره يك باغ را منعكس مىكرد.
[٢] تفسير" ابو الفتوح رازى" ذيل آيات مورد بحث.