تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - تفسير سرانجام دردناك قوم ثمود
است، و هنگامى كه اين واژه در مورد شتر به كار رود به معنى كشتن و نحر كردن و يا پى كردن است.
قابل توجه اينكه قرآن در اينجا كشتن ناقه را به يك فرد نسبت داده است، در حالى كه در سوره" و الشمس" به همه آنها نسبت مىدهد و مىفرمايد:
فعقروها (قوم ثمود ناقه را كشتند) اين به خاطر آن است كه آن يك نفر به نمايندگى و به رضايت همه قوم اقدام به اين كار كرد، و مىدانيم كسى كه راضى به فعل ديگرى باشد شريك در عمل او است [١] در بعضى روايات آمده كه" قداره" قبلا شراب نوشيد، و در حال مستى اقدام بر اين عمل زشت و جنايت بزرگ نمود.
در مورد طرز كشتن ناقه نيز اقوال گوناگونى است: بعضى گفتهاند با شمشير آن را پى كرد، و بعضى گفتهاند در كمين آن پشت صخرهاى قرار گرفت نخست آن را با تير زد و بعد با شمشير به آن حمله كرد.
[١] شرح اين مطلب را تحت عنوان" پيوند مكتبى" در جلد ٩ صفحه ١٥٨ (ذيل آيه ٦٥ سوره هود) بيان كرديم.