تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣ - تفسير واقعه عظيم!
ميمنهاى"؟! (فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ) [١] منظور از" اصحاب الميمنه" كسانى هستند كه نامه اعمالشان را به دست راستشان مىدهند و اين امر در قيامت رمزى و نشانهاى براى مؤمنان نيكوكار و اهل نجات است، چنان كه بارها در آيات قرآن به آن اشاره شده.
يا اينكه" ميمنه" از ماده" يمن" به معنى سعادت و خوشبختى گرفته شده، و به اين ترتيب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند.
و با توجه به اينكه در آيه بعد گروه دوم را به عنوان" اصحاب المشئمة" (از ماده" شوم" معرفى مىكند مناسب همين تفسير اخير است) [٢] تعبير به" ما اصحاب الميمنة" (چه گروه خوشبختى؟) براى بيان اين حقيقت است كه حد و نهايتى براى خوشبختى و سعادت آنها متصور نيست، و اين بالاترين توصيفى است كه در اينگونه موارد امكان دارد، مثل اين است كه مىگوئيم:" فلان كس انسان است، چه انسانى"؟!
گروهى بدبخت و تيرهروز و بيچاره و بينوا كه نامههاى اعمالشان را به دست چپشان مىدهند كه خود نشانه و رمزى است براى تيرهبختى و جرم و جنايت آنها.
تعبير به" ما اصحاب المشئمة" نيز در اينجا نهايت بدبختى و شقاوت آنها را
[١] در تركيب اين جمله احتمالات متعددى دادهاند كه از همه مناسبتر اين است كه گفته شود" اصحاب الميمنة" مبتدا است و" ما" استفهاميه مبتداى دوم، و" اصحاب الميمنه" خبر آن است، و مجموعا خبر مبتداى اول مىباشد و" فاء" در آغاز جمله به عنوان تفريع و تفسير است.
[٢] هر چند در آيات بعد بجاى اصحاب المشئمة، اصحاب الشمال آمده است.