تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - ما همه فانى و بقا بس تو راست!
سپس چنين دعا كرد: اللهم انى اسئلك بان لك الحمد، لا اله الا انت المنان، بديع السماوات و الارض، ذو الجلال و الاكرام يا حى يا قيوم.
پيامبر ص به اصحاب و يارانش فرمود: مىدانيد خدا را با چه نامى خواند؟ عرض كردند: خدا و رسولش آگاهتر است، فرمود:
و الذى نفسى بيده لقد دعا اللَّه باسمه الاعظم الذى اذا دعى به اجاب، و اذا سئل به اعطى:
" قسم به آن كس كه جانم به دست او است خدا را به اسم اعظمش خواند كه هر گاه كسى خدا را به آن بخواند اجابت مىكند، و هر گاه به وسيله آن از او تقاضا كند عطا مىفرمايد" [١]
بار ديگر خلايق را مخاطب ساخته مىفرمايد:" كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد"؟! (فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ).
" تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند همواره نيازهاى خود را از او مىخواهند، و از او سؤال مىكنند" (يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
چرا چنين نباشد؟ در حالى كه همه فانىاند و او باقى است، نه تنها در پايان جهان همه كائنات جز ذات پاك پروردگار راه فنا مىپويند كه الان نيز همه در برابر او فانى هستند، و بقائشان بسته به بقاء او و مشيت او است، و اگر لحظهاى نظر لطفش را از كائنات برگيرد" فرو ريزند قالبها"! با اين حال مگر كسى جز او هست كه اهل آسمانها و زمين از وى تقاضا كنند؟!
[١] تفسير" روح المعانى" جلد ٢٧ صفحه ٩٥.