تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧ - تفسير اين آب و آتش از كيست؟
آفرينش آتش است، آتشى كه از مهمترين ابزار زندگى بشر، و مؤثرترين وسيله در تمام صنايع است، مىفرمايد:" آيا هيچ در باره آتشى كه مىافروزيد انديشيدهايد"؟ (أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ).
" تورون" از ماده" ورى" (بر وزن نفى) به معنى مستور ساختن است و به آتشى كه در وسائل آتشافروزى نهفته است و آن را از طريق جرقه زدن بيرون مىآورند" ورى" و" ايراء" مىگويند.
توضيح اينكه: براى افروختن آتش و ايجاد جرقه نخستين كه امروز از كبريت و فندك و مانند آن استفاده مىكنند در گذشته گاه از آهن و سنگ چخماق بهره مىگرفتند، و آنها را به يكديگر مىزدند و جرقه ظاهر مىشد، اما اعراب حجاز از دو نوع درخت مخصوص كه در بيابانها مىروئيد و بنام" مرخ" و" عفار" ناميده مىشد به عنوان دو چوب آتشزنه استفاده مىكردند، اولى را زير قرار مىدادند و دومى را روى آن مىزدند، و مانند سنگ و چخماق جرقه از آن توليد مىشد.
غالب مفسران آيات فوق را به همين معنى تفسير كردهاند كه خداوند مىخواهد از آتشى كه در چوب اينگونه درختان نهفته شده و از آن به عنوان آتشزنه استفاده مىشود استدلال بر نهايت قدرت خود كند، كه در" شجر اخضر" (درخت سبز) آتش و نار آفريده است، در حالى كه جان درخت در آب است، آب كجا و آتش كجا؟! آن كس كه چنين توانايى دارد كه اين آب و آتش را در كنار هم بلكه در درون هم نگهدارى كند چگونه نمىتواند مردگان را لباس حيات بپوشاند