تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦ - تفسير ايمان و انفاق دو سرمايه بزرگ نجات و خوشبختى
ايمان به خدا نياوريد در حالى كه رسول او شما را دعوت براى ايمان به پروردگارتان مىكند، و در حالى كه از شما پيمان گرفته است اگر آماده ايمان هستيد" (وَ ما لَكُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثاقَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ).
يعنى اگر به راستى شما آمادگى براى پذيرش حق داريد دلائلش روشن است، هم از طريق فطرت و عقل، و هم از طريق دليل نقل.
از يك سو پيامبر خدا ص با دلائل روشن و آيات و معجزات باهرات به سراغ شما آمده، و از سوى ديگر خداوند با نشان دادن آثارش در جهان آفرينش و در درون وجودتان يك نوع پيمان تكوينى از شما گرفته به او ايمان بياوريد، اما شما نه اعتنايى به فطرت و عقل خود داريد، و نه توجهى به مساله وحى، معلوم مىشود اصلا شما حاضر به ايمان نيستيد، و جهل و تعصب و تقليد كوركورانه بر فكر شما چيره شده است.
از آنچه گفتيم روشن شد كه منظور از جمله" إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ" اين است كه" اگر شما حاضر به ايمان آوردن به چيزى و پذيرش دليلى باشيد اينجا جاى آن است" چرا كه دلائلش از هر نظر آشكار است.
نكته اينجا است كه آنها شخص پيامبر ص را مىديدند، و دعوت او را بدون هيچ واسطه مىشنيدند، و معجزاتش را با چشم مشاهده مىكردند، ديگر چه عذرى مىتوانست مانع گردد؟
لذا در حديثى مىخوانيم: روزى رسول خدا ص به اصحابش فرمود:
اى المؤمنين اعجب اليكم ايمانا؟ قالوا: الملائكة! قال: و ما لهم لا يؤمنون و هم عند ربهم؟ قالوا: فالانبياء! قال فما لهم لا يؤمنون و الوحى ينزل عليهم؟ قالوا: فنحن! قال: و ما لكم لا تؤمنون و انا بين اظهركم! و لكن اعجب المؤمنين ايمانا قوم يجيئون بعدكم يجدون صحفا يؤمنون بما فيها: