تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - تفسير قوم لوط به سرنوشت شومترى مبتلا شدند
" و آنها را از مجازات ما آگاه ساخته بود، ولى آنها در انذارهاى الهى ترديد كردند، و اصرار بر مجادله و القاء شك و شبهه داشتند" (وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ).
" بطش" (بر وزن فرش) در اصل به معنى گرفتن چيزى است با قدرت، و از آنجا كه هنگام مجازات قبلا مجرم را با قدرت مىگيرند اين كلمه به معنى مجازات نيز آمده است.
" تماروا" از ماده" تمارى" به معنى گفتگوى طرفينى براى ايجاد شك و القاى شبهه و مجادله در برابر حق است، در حقيقت آنها دست به دست هم دادند و از طرق گوناگون براى ايجاد شك و شبهه در افكار عمومى وارد شدند تا اثرات انذارهاى اين پيامبر بزرگ را خنثى كنند.
" لوط" به قدرى از اين مساله ناراحت شد كه حد نداشت و مصرا از آنها خواهش كرد دست از اين رسوايى و آبروريزى بردارند، و حتى طبق آيه ٧١ سوره حجر به آنها وعده داد دختران خود را به ازدواج آنها (در صورت توبه از اين اعمال) درآورد، و اين نهايت مظلوميت اين پيامبر بزرگ را در ميان اين گروه بى شرم و بى ايمان و فاقد همه چيز نشان مىدهد.
ولى چيزى نگذشت كه اين گروه مهاجم نخستين مجازات خود را دريافت داشتند، چنان كه خداوند در دنباله همين آيه مىفرمايد:" ما چشمهاى آنها را نابينا و محو كرديم و به آنها گفتيم بچشيد عذاب من و انذارهاى مرا" (فَطَمَسْنا