رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١ - «م»
«ل»
لازم: واجب.
«م»
مال الاجاره: مالى كه مستأجر بايد بابت اجاره بپردازد.
مأموم: پيرو؛ كسى كه در نماز به امام جماعت اقتدا مىكند.
مباح: هر فعلى كه از نظر شرعى انجام آن جايز است.
مبتدئه: زنى كه براى اوّلين بار عادت شود.
مبطلات: امورى كه باطل كننده عبادت مىباشد.
متعه: زنى كه با عقد موقت به همسرى مردى در آيد.
متنجّس: هر چيزى كه ذاتاً پاك است، امّا در اثر بر خورد با شىء نجس، آلوده شده است.
متولّى: سرپرست؛ سرپرست اوقاف.
مجتهد: كوشا؛ كسى كه در فهم احكام الهى به درجه اجتهاد رسيده، يعنى داراى قدرت علمى مناسبى است كه مىتواند احكام اسلام را از روى كتاب، سنّت، عقل و اجماع استنباط نمايد.
مجتهد جامعالشرايط: مجتهدى كه شرايط مرجعيّت تقليد را دارا باشد.
محتضر: كسى كه در حال جان كندن است.
محتلم: كسى كه در خواب از او منى خارج شده باشد.
مُحَرَّم (محرمات): اوّلين ماه از سال قمرى؛ چيزى كه حرام است.
مَحرَّم: فاميل هاى نزديك نسبى و بعضى از فاميلهاى سببى. كسانى كه ازدواج با آنها حرام ابدى است مانند: خواهر، مادر، دختر و دخترِ دختر، عمه و عمات، خاله و خالات، ربائب، مادر زن و مادر او، دختر و خواهر رضاعى. (كسى كه ازدواج با او هميشه حرام است، خواه از طريق نسب، سبب يا رضاع باشد).
مُحرِم: كسى كه در حال احرام حج يا عمره باشد.