رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢ - احكام رجوع
طلاق خُلْع
مسأله ٢١٦٢. زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند، و بيم آن مىرود كه ادامه همسرى آنها باعث گناه شود مىتواند مهر خود يا مال ديگرى را به او ببخشد كه طلاقش دهد، اين را طلاق خلع گويند.
مسأله ٢١٦٣. احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق خلع به صورت زير باشد: اگر خود شوهر مىخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن مثلًا «فاطمه» است مىگويد: «زَوْجَتِي فاطِمَةُ خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ، هِىَ طالِقٌ» يعنى همسرم فاطمه را در برابر چيزى كه بخشيده است طلاق دادم، او رهاست. و اگر وكيل او بخواهد صيغه را بخواند احتياط واجب آن است كه يك نفر از طرف زن وكيل شود و ديگرى از طرف مرد، چنانچه مثلًا اسم شوهر «محمد» و اسم زن «فاطمه» است، وكيل زن مىگويد: «عَنْ مُوَكِّلَتِي فاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكِّلِكَ مُحَمَّدٍ لِيَخْلَعَها عَلَيْهِ»؛ پس از آن، وكيل مرد بدون فاصله مىگويد: «زَوْجَةُ مُوَكِّلِي خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ، هِىَ طالِقٌ» (و اگر زن چيز ديگرى غير از مهر را به شوهر ببخشد بايد نام همان را در موقع خواندن صيغه ببرد).
طلاق مبارات
مسأله ٢١٦٤. هرگاه زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مهر خود يا مال ديگرى را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد، آن را طلاق مبارات گويند.
مسأله ٢١٦٥. احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق مبارات را به طريق زير بخوانند، اگر خود شوهر صيغه را مىخواند و مثلًا اسم زن «فاطمه» است مىگويد:
«بَارَأْتُ زَوْجَتى فاطَمَةَ عَلى ما بَذَلَتْ فَهِىَ طالِقٌ» يعنى مبارات كردم [١] زنم
[١]. يعنى از هم جدا شديم ..