رسالة توضيح المسائل - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨ - ١ منافع كسب و كار
تا موقع مرگش از منافع او كم كنند و خمس باقيمانده را بدهند.
مسأله ١٤٩١. اگر قيمت جنسى كه براى تجارت خريده بالا رود و روى ملاحظات تجارتى و كسبوكار آن را نفروشد و در بين سال قيمتش پايين آيد، خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نيست، ولى اگر قيمت آن تا آخر سال همچنان بالا باشد بايد سر سال خمس آن را بدهد، هر چند قيمت آن بعد از گذشتن سال پايين آيد، اين در صورتى است كه آخر سال وقت فروش آن باشد و به ميل خود آن را نگه دارد.
مسأله ١٤٩٢. هرگاه غير مالالتّجاره، مالى دارد كه خمس آن را داده يا اصلًا خمس ندارد (مانند ارث) چنانچه قيمتش بالا رود، اگر آن را بفروشد بايد خمس اضافه قيمت را بدهد، همچنين اگر گوسفندى كه خمسش را داده چاق شود بايد خمس آنچه زياد شده بعد از فروش بدهد.
مسأله ١٤٩٣. اگر باغى احداث كند براى آنكه بعد از بالا رفتن قيمتش بفروشد، چنانچه وقت فروش آن رسيده باشد، بايد خمس آن را بدهد. ولى اگر قصدش اين باشد كه از ميوه آن استفاده كند بايد خمس ميوهها را بدهد و خمس خود باغ را هنگام فروش مىدهد.
مسأله ١٤٩٤. درختانى را كه براى استفاده از چوبشان پرورش مىدهند وقتى موقع فروش چوب آنها رسيد، بايد خمس آن را بدهند، هر چند نخواهند آنها را بفروشند، ولى اگر موقع فروش آنها نرسيده، خمس ندارد هر چند سالها بگذرد.
مسأله ١٤٩٥. كسى كه داراى چند رشته كسب و كار است، مثلًا هم زراعت دارد و هم صنعت و هم درآمد كارگرى، بايد منافع همه را در آخر سال يكجا حساب كند، چنانچه چيزى زايد بر مخارج داشت خمس آن را بدهد.
مسأله ١٤٩٦. آنچه براى به دست آوردن فايده هزينه مىكند، مانند خرج باربرى و دلالى و غير آن، جزء مخارج كسب حساب مىشود.
مسأله ١٤٩٧. هزينه زندگى خمس ندارد، يعنى آنچه را انسان از درآمدش در بين