حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣
«... دليل اين موفّقيّت (مقصود، موفّقيّت كتابهايى است كه در زمينه عقايد دينى توسط استاد نوشته شده است نظير «آفريدگار جهان» و «خدا را چگونه بشناسيم» و «رهبران بزرگ» و «قرآن و آخرين پيامبر») در حقيقت رعايت چهار اصل بود: پرهيز از اصطلاحات پيچيده، صداقت در بحث، دورى از تعصّب، و نوآورىها! ولى بعضى معتقدند اين سلسله كتابها يك عيب بزرگ دارد كه مىتواند از ارزش آن بكاهد و اگر تعجّب نكنيد عيب بزرگش در نظر آنها پرهيز از اصطلاحات مغلق و عبارات قلمبه و سلمبه و دورى از جملهبندىهاى گنگ و مبهم و رعايت حدّاكثر روانى عبارات و نزديك ساختن مطالب مشكل به اذهان عموم است كه آن را به گمان كوتهنظران از بحث «سطح بالا»! به پايين مىآورد!».
سپس مىفرمايد:
«من به اين «عيب» يا «گناه» معترفم! و مىدانم اگر جلو قلم را رها مىساختم تا از اصطلاحات پيچيده و عبارات گنگ كمك بگيرد بحثها در نظر بعضى «علمىتر»! جلوه مىكرد، امّا آگاهانه اين كار را نكردم و فكر مىكنم رسالت يك نويسنده همين است. به جرأت مىتوان گفت: هر يك از بحثهاى اين سلسله را مىتوان چنان پيچيده نوشت كه اكثر خوانندگان عادى نفهمند و فقط بگويند بحثها خيلى علمى است و در سطح بالا، كه ما نمىفهميم!» «١».
آنچه كه سبب شد كتاب «فيلسوفنماها» ى ايشان كتاب سال شناخته شود و آنگونه مورد استقبال قرار گيرد و بيش از سى بار! چاپ شود مسلّماً يكى از جهاتش همين ساده نويسى و پرهيز از تعبيرات معقّد و اصطلاحات پيچيده فلسفى و يا تبديل آن به عبارات ساده معمولى است.
باز هم خود استاد، در مقدّمه اين كتاب چنين مىنويسد:
«نگارنده سالها در اطراف اين «مكتب» (مكتب كمونيسم و ماركسيسم) و عواقب