حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
اين شهرك دو هزار نفرى را «شهر زنان» مىگفتند، به اين دليل كه مردان تمام طول هفته را (غير از جمعه) در معدن سربى كه در نزديكى آنجا بود و به نام معدن نخلك است كار مىكردند، و زن و فرزندشان بىسرپرست بودند.
نمىدانم شنيدهايد كار كردن با سرب خطرناك است تا چه رسد به كار كردن در معدن سرب، و به زودى انسان را مسلول مىكند مگر اين كه مراقبتهاى لازم صورت گيرد.
كارگران در عمق ١٨٠ مترى بايد كار كنند و گاهى تا كمر آنها در آب بود با اين همه حقوق فوقالعاده ناچيزى از ٢٣ تا ٣٠ تومان در روز مىگرفتند. به همين دليل جوانان از شهر فرار كرده و به نقاط ديگر رفته بودند. به اينگونه كارگران براى پيشگيرى از بيمارى بايد هر روز يك شيشه شير تازه داد امّا از اين هم مضايقه مىكردند.
وضع بعضى از مردم آنجا به قدرى رقّتبار بود كه نمىتوان شرح داد، امّا عموماً خوش قلب و مهربان و معتقد به مبانى مذهبى هستند، به همين دليل در مدّت كوتاهى با همه آشنا شديم و برنامههاى وسيع دينى در آنجا پىريزى شد و خوشبختانه محدوديّتى هم نداشتيم.
امّا فراموش نكنيد كه در اطراف اين شهر محروم، معادن گرانبها از جمله معدن طلا و حتّى اورانيوم نيز وجود دارد، ولى هرگز سهمى از آنها به مردم نمىرسد، و از همه مهمتر در ٣٠ كيلومترى شهر (وسط جادّه انارك نائين) يك پايگاه عظيم نيروى هوايى در كنار جاده قرار گرفته كه موشكهاى نيرومند زمين به هوا دور تا دور آنرا محاصره كرده بود و با هزينه هنگفتى اداره مىشد. و تنها آبادى وسط راه همين است و بس!
دلخوشى ما در آن شهر علاوه بر محبّت مردم، و دوستان فراوانى كه از اصفهان و يزد و نائين و كاشان و ساير نقاط به ديدن مىآمدند اين بود كه «آيةاللّه پسنديده» برادر ارجمند و محترم «امام خمينى» و چند نفر ديگر از دوستان در آنجا تبعيد بودند، آنها را