حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ انَّهُ كَانَ غَفَّاراً* يُرْسِلِ السَّمَآءَ عَلَيْكُمْ مِّدْرَاراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَّكُمْ انْهارَاً» «١».
خيلى از اين بلاها و مشكلات كه دامن مردم را مىگيرد بر اثر اين گناهانى است كه در گوشه و كنار، در پنهان و آشكار انجام مىدهند. از نظر خشكسالى در تاريخ مملكت ما امسال، سال عجيبى است. خشكسالى در بسيارى از مناطق غوغا مىكند. برادرى نقل كرد كه، ديدم كشاورزى زار زار گريه مىكرد و مىگفت: زراعتهاى ما بايد از آب استفاده كند امّا الآن دارد نابود مىشود. در بعضى جاها، حيوانات را به كمترين قيمت مىفروشند.
از استان فارس كه كانون غلّه كشور است و اوّلين غلّه را استان فارس مىدهد، تلفن كردهاند كه ميزان بارندگى امسال يكدهم سال گذشته بوده است. يعنى در سال گذشته پانصد (٥٠٠) ميلىمتر باران آمده است و امسال پنجاه (٥٠) ميلىمتر.
ديروز [١٣/ ١٢/ ١٣٧٥] از تهران تلفن كردند كه ما به سوى فاجعه پيش مىرويم. چرا آقايان سنّت نماز باران را زنده نمىكنند؟ چرا؟!
نيمه شعبان (سال ١٤١٧ ه. ق) كه ما به مكّه مشرّف شديم، تا اندازهاى خشكسالى بود.
در سرتاسر مملكت نماز باران خواندند و باران هم آمد. در سال گذشته هم مسيحيان مراسمى به نام دعاى باران داشتند كه خداوند هم به آنها ترحّم كرد. چرا ما اين سنّت را فراموش كردهايم؟!
من به فكر افتادم كه ضررى ندارد ما يك بار ديگر اين سنّت را احيا كنيم و انشاءاللّه الرّحمن به اتّفاق شما برادران و هر كسى كه خبردار شد، يك نماز باران برگزار كنيم.