حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩
٢٤ قبول محروميّت و تبعيد
(در دفاع از دين و انقلاب)
عافيت خواهى و رفاهطلبى، گذشته از آنكه آفتى است براى فكر و انديشه عالمان و انديشمندان، و در بسيارى از موارد به آنان اجازه نمىدهد كه حق را آن گونه كه هست و باطل را آن گونه كه هست ببينند و تشخيص دهند و تفسير نمايند، در موارد زيادى نيز، آفتى است براى اقدام و عمل، يعنى پس از تشخيص درست و درك به جا، جرأت اعلان و شهامت اقدام را نيز سلب مىكند.
چه بسيارند كسانى كه تا زمانى حاضرند بنويسند و تحليل كنند و حرف خود را بزنند كه به آب و نان و رفاه و حضورشان در جمع خانه و خانواده، و بود و بقايشان در وطن و كاشانه، صدمهاى وارد نشود، امّا آنگاه كه احساس خطر كنند و مقولات ياد شده را در معرض زوال ببينند، از اصلىترين رسالت دينى كه «بىقرار بودن در مقابل ظلم و بى عدالتىها و فرياد كشيدن در برابر بدعتها و افسادها و اضلالهاست «١»» دست مىكشند و دم فرو مىبندند.