حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
در وصول به مقامات عاليه علمى و موفّقيّتهاى اجتماعى و سياسى نيز اين گونه افراد راه به جايى نمىبرند، آنها هميشه در عالمى از اوهام و خيالات واهى زندگى مىكنند و در همين عالم مىميرند! و عجب اين كه آنها هميشه عوامل شكستها و ناكامىهاى خود را در بيرون جستجو مىكنند در حالى كه ريشه اصلى بدبختى و ناكامى در وجود خود آنهاست، و اين فرا افكنى بر بدبختى و تيرهروزى آنها مىافزايد!
٥- هر روز گام تازهاى بايد برداشت
عزيزان! بارزترين نشانه يك موجود زنده، نموّ و رشد است، هر زمان «نمو» متوقّف شود زمان مرگ نزديك شده است، و هنگامى كه موجود زنده در سراشيبى انحطاط قرار گيرد مرگ تدريجى او آغاز گشته، و اين قانون بر زندگى مادّى و معنوى يك انسان و حتّى يك جامعه حاكم است (دقّت كنيد).
با استفاده از اين نكته بايد گفت: اگر هر روز گامى به جلو نگذاريم، و از نظر ايمان و تقوا و اخلاق و ادب و پاكى و درستكارى، رشد و تكاملى پيدا نكنيم، و هر سال دريغ از پارسال بگوييم، گرفتار خسارتى عظيم شدهايم و راه را گم كرده و به بيراهه افتادهايم، و بايد جدّاً احساس خطر كنيم.
پيشواى بزرگ ما امير مؤمنان عليه السلام زيباترين سخن را در اين زمينه بيان كرده، و در روايت معروفش مىفرمايد:
«مَنْ استوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ» «وَ مَنْ كانَ فِى نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ؛ هر كس دو روز عمرش يكسان باشد گرفتار غبن شده (چراكه سرمايه عمر را از كف داده و تجارتى ننموده، و جز حسرت و اندوه متاعى نخريده است!) «١» و آن كس كه در سراشيبى نقصان است، مرگ براى او بهتر است (چراكه لااقل سير