حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤
زهجر گر شَوَدم كار زار هر شب و روز براى وصل تو كوشم كه كارزار من است
به حسن روى تو سوگند اى مه «ناصر» گدايى در اين خانه افتخار من است
***
فريفته نبوغ علمى خويش شدن و اتّكا به توانمندىهاى شخصى نمودن از نكاتى است كه بسيارى از مستعدّين انديشمند را زمينگير مىكند، به جاى آنكه قدرتهاى علمى قوّت جان شود و سرمايه راه گردد!
استاد دامظلّه، با آنكه ذكاوت خدادادى از دوران كودكى در جبينش آشكار بود و آنگونه كه راويان زندگانى او مىگويند تيزهوشى در ديدگانش مىدرخشيد، از تعبّد شرعى و تواضع و تأدّب اخلاقى و نيز از احساس فقر و حقارت در برابر انوار پاك اهل بيت عصمت عليهم السلام و اولياى الهى عليهم السلام، بىبهره نبود، لذا به روايت يكى از همراهان «١» دوره حجره:
«ايشان از همان اوّل مورد عنايت و توجّه صاحب اسلام امام زمان (عج) و ساير ائمّه عليهم السلام بود. اينكه خداوند مىفرمايد: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ» «٢»
به قول علما، اين آيه گرچه در باب رسالت و نبوّت است امّا تنقيح مناط مىتوان كرد ... اين مرد بزرگ صددرصد مورد عنايت است».
زهرا عليها السلام مظهر «يا من يقبل اليسير»
و داستان تعبّد، تهجّد و تواضع و فروتنى او در مباحث «خلوص» گذشت و