حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١
كسانى كه بالقوّه از قدرت بيان و يا توان نويسندگى خوبى برخوردارند امّا چون سعيشان را در راه شكوفايى آن به كار نگرفتهاند و تمرين و ممارست لازم را به عمل نياوردهاند نه خوب مىتوانند سخن بگويند و خطابه ايراد كنند و نه خوب مىتوانند بنويسند و مقاله يا كتاب تأليف نمايند.
استاد، خود در اين رابطه چنين مىفرمايد:
«شكّى نيست كه فنّ نويسندگى و سخنورى، به همه انسانها از سوى خدا يكسان داده نشده، ولى به هر حال هر كسى از اين دو موهبت، مقدارى برخوردار است، گرچه نويسندگى و سخنورى را بايد جزء هنرها و يا مهمترين هنرها به حساب بياوريم ولى به عقيده من مثل فنّ شعر نيست كه بعضى ذوق آن را داشته باشند و بعضى فاقد آن باشند، بلكه هر كس مىتواند از اين دو بهرهمند باشد حرف دلش را بزند، عقيدهاش را بنويسد و از آن دفاع كند، بنابراين بايد همه فضلا و طلّاب بكوشند به اندازه توان خودشان از طريق تمرين و ممارست و ديدن مكتب استاد، به اين دو شمشير مجهّز شوند و سخنورى و نويسندگى را فرا بگيرند. من در دوران دبستان و دبيرستان، شكوفايى قلم نداشتم و به اصطلاح انشاهايى كه مىنوشتم از انشاى ديگران چندان بهتر نبود زيرا زمينه شكوفايى اين استعداد فراهم نشده بود، تجربه من اين است كه براى آشنا شدن به فنون نويسندگى و كسب مهارت، لازم است آثار نويسندگان خوب مطالعه شود، من مدّتى اين كار را كردم، كتابهايى كه در نوع خودش موفّق بود و به همين دليل زياد چاپ شده بود و مورد استقبال و بر سر زبانها بود را مطالعه مىكردم و روى بندبند جملهها مىايستادم و فكر مىكردم و تجربههاى آنها را جمع مىنمودم. البتّه تجربه ديگر اين است كه كارِ زير نظر استاد، با سرعت بسيار بيشترى پيش مىرود، من خودم متأسفانه استادى در نويسندگى نداشتم، بلكه همانطور كه عرض كردم از نوشتههاى خوب ديگران (كه آن هم نوعى استفاده از استاد محسوب مىشد) استفاده مىكردم، ولى كسانى كه در جلسات ما