حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
مشكل وسواس
ابتلاى ديگر، مشكل وسواس بود كه به تعبير خود استاد به طور عجيبى- نخست در مسائل طهارت و نجاست- دست داد و تدريجاً گسترش پيدا كرد و به همه چيز حتّى به اصول اعتقادى و مسائل مسلّم تاريخى نيز كشيده شد كه اعصاب را به طور مداوم در هم مىكوبيد كه تفصيل آن (با اشاره به انواع وسواس و بعضى از آثار و بركاتى كه براى استاد داشت) در فصل «پشتكار» گذشت و از زبان خود استاد گفته شد كه:
«اين درد و رنجها اگرچه بسيار طاقتفرسا بود و مرا بيچاره كرده بود، ولى براى من بركات زيادى به همراه داشت، مرا مجبور كرد كه آثار مختلف بزرگان و دانشمندان را در مسائل اعتقادى و كلامى مطالعه كنم و زياد دقّت نمايم و در آيات قرآن و روايات غور كنم و شايد همينها بود كه خميرمايه فكرى من براى نوشتن كتابهاى زيادى در اصول دين در زمانهاى بعد شد ...».
بركات مشكلات!
آنچه مناسب است در اين بخش به آن اشاره شود توفيقات معنوى است كه به بركت اينگونه ابتلاءات و مشكلات، نصيب استاد شد كه باز بهتر است از زبان خود ايشان بشنويم:
«در دوران نجف نيز وسوسهها در مورد معارف، اعمال و افكار، كم و بيش ادامه يافت امّا تدريجاً كم و كمتر مىشد، مطالعات مخصوصاً در مباحث ولايت با استفاده از كتاب پرارزش «الغدير» ادامه يافت و توسّلات براى زدوده شدن وسواس ادامه داشت و آرامش نسبى بر روح من حكمفرما بود، بعدها به اين نتيجه رسيدم كه وجود نوعى وسواس جزءِ طبيعت استدلالات برهانى و نظرى است و حتّى قوىترين استدلالها در