حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣
پرهيز از تكلّفات در نگارش
از جلوههاى خلوص، به دور بودن در ميدان نويسندگى، از پيچ و خمهاى مصنوعى و عبارات مغلق و جملات گنگ و نامفهوم و ساير تكلّفات و ملاحظات وهمى و اعتبارى مىباشد كه باز بهتر است توضيحات خود استاد را در اين رابطه بشنويم:
«اگر بخواهيم در نويسندگى موفّق باشيم، بايد مخاطبين اصلى مان را در يك كتاب يا يك مقاله، از قبل، تعيين كنيم كه ما اين كتاب را براى كه و چه اشخاصى مىنويسيم، گويا هميشه اين مخاطبين، جلوى ما نشسته باشند، آنها را ببينيم و براى آنها بنويسيم، اگر مخاطبين خودمان را در حين نوشتن كتاب گم كنيم يا عمداً مخاطبين را عوض كنيم اثر، اثر نامطلوبى خواهد شد.
* تجربه ديگر من اين است كه اگر بخواهيم نوشته ما و اثر ما يك اثر موفّق باشد بايد به دردها و مشكلات و گرفتارىهاى مردم و يا عقدههاى فكرى كه براى آنها مطرح است توجّه عميق و دقيق داشته باشيم، اگر در اين مسير حركت كنيم و نوشتههاى ما منعكس كننده دردها و مشكلات و راه حلّ آنها باشد و همچنين گشودن عقدههاى فكرى، خيلى پيروز و موفّق خواهيم بود و نوشته ما جاويدان مىشود.
* تجربه ديگرى كه من در اين دوران دارم اين است كه چيزى را كه خودم باور ندارم يا براى من حل نشده، آنرا ننويسم و به سراغ آن نروم، انسان چيزى را كه باور كرده با تمام وجودش از آن دفاع مىكند، چيزى را كه براى خودش حل شده بسيار خوب مىتواند بيان كند و نوشتهاى مخلصانه و عميق خواهد بود. بر اساس اين تجربه توصيه من اين است كه تا چيزى را خودمان حل نكردهايم و باور نكردهايم ننويسيم و به سراغ آن نرويم.
* تجربه ديگر من اين است كه يكى از مشكلات نويسندگان اين است كه گاهى گرفتار مقدّمات طولانى و در نتيجه سبب گم شدن اصل مسأله براى خواننده مىشوند،