حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١
نسبت به پاسدارى از مرزهاى دينى طلب مىكند و اين در حالى است، كه استاد ما از ديرزمان راه رايافته بود و از پاى نمىافتاد و از بذل آبرو و ناديده گرفتن تشخّصات علمى و حوزوى باكى نداشت و بر اين اساس و با بيرون آمدن از چهار ديوارى مباحث حوزوى و شئونات پندارى، توانست بيش از يكصد و بيست جلد كتاب براى رفع اشكالات و تربيت نسل معاصر بنويسد.
آنچه گفته شد در محدوده حوزه و شئونات حوزوى بود. در محدوده خارج از حوزه و در بستر جامعه نيز با يك گذر اجمالى به سير تحوّلات و حوداثى كه قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، در ارتباط با بعضى از اشخاص يا جريانهاى روشنفكرى گمراه و گمراهكننده، پيش آمد مىتوان به وجود اين شهامت و فتوّت در استاد پىبرد. جريانهايى كه به جهت محبوبيّتهايى كه در ميان جمعى از جوانان و روشنفكران و احياناً در ميان عدد قابل توجّهى از توده مردم به دست مىآوردند درگيرى و مقابله با آن، ريسكى وجاهتى و اجتماعى به حساب مىآمد و طبعاً مقتضاى روحيّه ملامتترسى و سياست محافظهكارى و حراست از موقعيّت موجود اجتماعى، اين است كه انسان دم فروبندد و با تسويلات و تزيينات شيطانى «لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ» «١»
و خيالات واهى و توجيهات نفسانى، به حسب ظاهر، گليم موقعيّت خويش را سالم از آب بيرون كشد و از حريم شئوناتش حفاظت كند! و ناخواسته و ناخودآگاه به جرم كتمان حقيقت و عدم ايستادگى در مقابل بدعت و انحراف، مصداق «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَ الْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِى الْكِتَابِ، أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» «٢»
شود!
جوهره روحى و خلوص استاد و عشق او به پاسدارى از حريم دين موجب مىشد كه در بسيارى از موارد، بىتوجّه به هرگونه كارشكنى و اتّهامى، از بذل موقعيّت، آبرو