حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤
نجات از ترور!
يكى ديگر از تأييدات و امدادهاى غيبى كه نصيب استاد شد نجات از خطر جانى و توطئه ترور بود كه استاد خود، در اين رابطه به سه حادثه خطرناك اشاره مىكند:
حادثه اوّل
توطئه در اصفهان است كه استاد خود، چنين مىفرمايد:
حادثه اوّل «در اوايل انقلاب يك شوراى عالى قضايى تشكيل شد كه ناظر بر وضع دادگاهها در سراسر كشور بود. در مدّت كوتاهى كه من عضو آن شوراى عالى بودم (و مركزش در قم بود و هنوز به تهران منتقل نشده بود) با توجّه به اينكه در آن وقت بعضى از افراد نفوذى در برخى از دادگاهها، تندروىهايى كردند كه امام قدس سره خيلى ناراحت شدند و انعكاس نامطلوبى هم در محيط داشت، در جلسه شوراى عالى صحبت شد كه افرادى از خود اعضاى شورا به نقاط مختلف بروند و نظارت كنند و كنترلى داشته باشند.
من تصميم گرفتم كه با جمعى از دوستان به اصفهان برويم و نظارتى بر امر دادگاهها بكنيم. در آن وقت اصفهان، زياد مسأله داشت و جريانات مشكوك در آنجا كار مىكردند، قتل مرحوم شمسآبادى كه قبل از انقلاب واقع شد و قتل مرحوم مهندس بحرينى كه بعد از انقلاب واقع شد و مسائل ديگر، جوّ آنجا را ملتهب كرده بود و شايد از نظر ظاهر، رفتن در آن كوره داغ! كار عاقلانهاى نبود؛ ولى من هيچ وقت اين ملاحظات را در زندگى نمىكردم، مىگفتم كارى كه براى خداست خدا هم حفظ مىكند و تأثير مىدهد. ما رفتيم آنجا و ديديم اوضاع خيلى عجيب است همان باندهايى كه بعداً افشا و به آن سرنوشت دردناك گرفتار شدند، از بدو ورود، سايه به سايه ما را تعقيب مىكردند كه نگذارند يك قدم برداريم. براى جلب حمايت مردم كارى كه كرديم اين بود كه مسجد «سيّد» را كه يكى از بزرگترين و مهمترين مساجد اصفهان است پايگاه خودمان قرار