حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤
ندانم كارىهاى رئيس شهربانى، و فرماندار سبب شده بود كه مردم از هرگونه تماس با ما وحشت داشته باشند، حتّى كسبه در فروختن جنس به ما احتياط مىكردند، دكتر محترم دندانسازى را تحت بازجويى قرار دادند كه چرا دندان ما را اصلاح كرده، هيچكس بدون اجازه ساواك جرأت اجاره دادن خانه به ما را نداشت، يك مأمور مخفى كه مخفى هم نبود، همه جا مثل سايه ما را دنبال مىكرد، تلفن منزل شديداً تحت كنترل بود، بعضى از مسافرانى را كه از نقاط دور و نزديك به ديدن ما مىآمدند به اطّلاعات شهربانى يا ساواك مىبردند. با اينكه ميل داشتم از آن فرصت گرانبها استفاده كرده و با علماى اهل تسنّن در مسائل مختلف، اسلامى گفتگو كنيم، آنها نيز متقابلًا چنين تمايلى داشتند، امّا بر اثر فشار شديد دستگاهها، قبل از گذشتن چهل روز اين توفيق دست نداد، در آن محيط، همه از هم مىترسيدند، و سايه سنگين دستگاههاى امنيّتى ساواك و غيره بر همه جا افتاده بود.
امّا سرانجام ديديم كه همين مهاباد پر خفقان و سخت تحت كنترل، چگونه بيدار شد و صحنه عظيمترين تظاهرات خيابانى گشت؟ و اين است محصول آن برنامهها! جالب اين است كه دوستان تفسير نمونه به طور متناوب هر ده روزه به مهاباد مىآمدند و برنامه تفسير با سرعت پيشرفت كرد!
***
سوّمين تبعيدگاه انارك نائين
خاطرات تلخ و شيرين اين شهر سرسبز و پربركت را- با تمام اهمّيّتى كه دارد- براى رعايت كوتاهى سخن، رها كرده، به سراغ سوّمين تبعيدگاه يعنى شهر كويرى «انارك» (نائين) مىرويم.
يك روز رئيس اطّلاعات شهربانى مهاباد به منزل آمد كه نامهاى از قم آمده مثل اين