حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠
گويا از نو متولّد شدهاند ... با شور و نشاطى كه از تكيه بر يك مبدء بزرگ قدرت- قدرتى بىپايان كه همه چيز در برابر او سهل و آسان است- برمىخيزد، با گامهاى محكمتر به سوى زندگى اميدبخشى پيش مىروند. به هنگام پيشآمدهاى سخت و ناگوار، در نقطهاى خلوت، به درگاه او روى مىآورند، و با او كه دردها و درمانها را بهتر از همه درك مىكند راز و نياز مىكنند. به كسى كه از همه مهربانتر، از هر دوستى دوستتر، از هر بخشندهاى بخشندهتر، از هر محبوبى دوستداشتنىتر است، روى مىآورند. به يك بار خود را از بار همه اندوهها، آزاد، و از يأس و نوميدى سبكبار مىيابند ... آيا با اين همه نبايد اعتراف كرد: فكر درباره خدا و شناسايى او مهمترين مسأله زندگى انسانها و اساسىترين راه پيروزى بر مشكلات در همه قرون و اعصار و مخصوصاً در عصر ماست» «١».
نمونه چهارم: پيشبينى و دورانديشى دقيق
هماهنگى استاد با مقتضيات زمان نيز، سبب شده است دشمن و نقشههاى استعمارى او را بشناسد و دستشان را رو كند و از دورانديشى چشمگيرى برخوردار شده، پيشبينىهاى قابل توجّهى را از خودش بروز دهد، به عنوان مثال در كتاب «پايان عمر ماركسيسم» كه سالهاى سال، قبل از انقلاب انتشار يافته است مىنويسد:
«و با اين بررسى در نهايت به اينجا مىرسيم كه ماركسيسم مكتبى است كه دوران شكوفايى خود را پشت سر گذارده و در سراشيبى و افول قرار گرفته و از نظر فعّاليّت جهانى پايان عمرش چندان دور نيست». «٢»