حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
استاد، خود در اين زمينه چنين حكايت مىكند:
«يادم نمىرود همين تفسير نمونه را كه مىنوشتيم شب و روز، وقت اضافى را كه داشتيم صرف آن مىكرديم ... در تبعيدگاه مشغول تفسير نمونه بوديم، چون مجال بسيار وسيعى براى اين كار داشتيم، ده نفر از دوستان كه با من همكارى مىكردند دو نفر دونفر به نوبت به تبعيدگاه مىآمدند، البتّه آمدن آنجا مشكلات سياسى و غيرسياسى هم داشت منتهى به هر حال مىآمدند و كار را ادامه مىداديم. گاه در مسافرت با قطار مشغول نوشتن كتاب بودم و در هواپيما نيز همينگونه، در اتومبيل نوشتن، مشكل است ولى مشغول فكر كردن و يادداشت برداشتن مىشدم. بسيارى از مطالب و اشعار را در سفرها نوشتم و يادداشت كردم. اعتقاد ما بر اين است كه تمام مؤلّفان بزرگ، افراد پركارى بودند».
چهارده ساعت كار در شبانهروز
باز اين سختكوش خستگىناپذير مىگويد:
«من از كار كردن بحمداللّه خسته نمىشدم، الآن هم كه نزديك به هفتاد سال از عمرم