حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
درجه اجتهاد
چنين نبوغ و استعداد فوقالعاده بود كه به ضميمه خصوصيّات ديگرى كه ذكرش خواهد آمد، سبب شد استاد در سن بيست و چهارسالگى موفّق به اخذ اجازه اجتهاد گردد:
از زبان خود استاد بشنويد:
«پس از ورود به نجف اشرف به زودى به واسطه طرح سؤالات مختلف در بحثهاى اساتيد بزرگ، شناخته شدم و همه جا مورد عنايت و محبّت قرار مىگرفتم و سرانجام در سن بيست و چهارسالگى به وسيله دو نفر از مراجع بزرگ آن زمان مفتخر به اجازه اجتهاد گشتم: يكى آيةاللّه العظمى اصطهباناتى بود كه از مراجع بسيار باشخصيّت و شيخالفقهاء محسوب مىشد، ايشان لطف و محبّت فوقالعادهاى به من پيدا كردند، لذا اجازه كامل اجتهاد برايم مرقوم فرمودند و ديگر آيةاللّه العظمى حاج شيخ محمّدحسين كاشفالغطاء بود، ايشان چون آشنايى به وضع من نداشتند فرمودند از شما امتحان مىكنم! گفتم آمادهام، از من خواستند رسالهاى درباره اين مسأله كه «آيا تيمّم، مبيح است يا رافع حدث؟» بنويسم، من هم رسالهاى مشروح در اين زمينه تهيّه كردم، خدمت ايشان دادم، ايشان علاوه بر آن، يك امتحان شفاهى نيز از من به عمل آوردند و يكى از مسائل پيچيده علم اجمالى را سؤال فرمودند، وقتى جواب دادم ايشان اجازه را مرقوم داشته و محبّت فرمودند».
از نكتههايى كه دليل اين نبوغ و استعداد موهبتى است (در عين حال بر حافظه قوىّ استاد نيز گواهى مىدهد) اين است كه استاد گاهى درسهايى را كه دو هفته قبل در نجف اشرف از مرحوم آيةاللّه العظمى خوئى شنيده بودند بعد از گذشتن اين مدّت طولانى به طور كامل يادداشت مىكردند، اين در حالى است كه امروز، غالب طلّاب، مطالب استاد را سر درس مىنويسند، مبادا چيزى از خاطر آنها محو شود!