حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩
٦ عشق به كار
شكّى نيست كه يكى از عوامل پركارى، عشق به كار و راهى است كه انسان انتخابش مىكند چنانكه اگر اين عشق، عشق كورى نباشد بلكه بر حكمتها و مصالح معقولى استوار باشد، هم سبب پركارى و عدم خستگى در كار مىشود و هم باعث پشتكار و تداوم و استمرار در آن. مثلًا اگر كسى رشته طلبگى و تحصيل علوم دينى را از اين بابت اختيار كند كه مهمترين و عالىترين رشتههاست چراكه نتيجهاش هدايت انسانهاست و مسأله هدايت و تربيت در جامعه، بالاترين و ضرورىترين نيازهاست و جامعه بدون اخلاق و انسانيّت، كالبدى است بىروح (و تفاوتى با جوامع حيوانى ندارد بلكه درّندهتر و پستتر از آن خواهد شد، اگرچه از بالاترين تكنولوژى و بيشترين و قوىترين پزشكان و مهندسان و ارباب ساير فنون و علوم برخوردار باشد) اگر كسى اينگونه بينديشد و بر اساس چنين بينشى اين رشته را انتخاب كند يعنى راهش را راه انبيا و رشتهاش را رشته اولياى دين، و خودش را سربازى براى دين و خادم امام زمان (عج) بداند و با اين بينش، عشق به تحصيل و تحقيق و تأليف، پيدا كرده باشد، مسلّماً چنين انسانى، هم پركار مىشود و از كار كردن خسته و ملول نمىگردد و هم پشتكار به خرج مىدهد و كار شروع شده را ناتمام و ابتر نمىگذارد.