حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
تو خود حجاب خودى، حافظ از ميان برخيز!
ولى اين امر ميسّر مىشود با ممارستها و خودسازىها و استمداد از حق و توسّل به ذيل عنايات اولياء اللَّه، آرى، آرى تا علف هرزههاى محبّت و عشق به غير خدا از دل كنده نشود نهال محبّت و عشق او نموّ و رشد نخواهد كرد!
در حالات يكى از اولياء اللَّه نقل كردهاند كه در دوران جوانى در زمره پهلوانان قهرمان بود، روزى پيشنهاد كردند كه اين پهلوان جوان با پهلوان معروف و قديمى و پرآوازه سلطان، مسابقه كشتى دهد.
هنگامى كه ميدان مسابقه با حضور مردم و صاحبان مقام آماده شد و دو مرد «يل» و قهرمان، آماده كشتى گرفتن شدند، زنى كه بعداً معلوم شد مادر پهلوان قديمى است، كنار پهلوان جوان آمد و چيزى در گوش او گفت و رفت، گفت: اى جوان قرائن نشان مىدهد كه تو پيروز خواهى شد؛ ولى راضى نشو بعد از يك عمر آبروى ما برود و نان ما بريده شود.
پهلوان جوان در كشاكش سخت «انانيت» و «پشت پا زدن به نام و آوازه و مزاياى فراوان» گرفتار شد و سرانجام تصميم خود را گرفت و در يك لحظه حسّاس مسابقه، كوتاه آمد تا حريف پشت او را به خاك برساند و در نظرها خوار نشود!
اكنون از خود او بشنويد، مىگويد:
«در آن لحظه كه پشتم به خاك رسيد ناگهان ديدم حجابها از پيش چشمم كنار رفت، و تجليّات حق در قلبم نمايان گشت، و آنچه بايد با چشم دل ببينم ديدم!».
آرى با شكستن اين بت، آثار توحيد نمايان مىشود.
١٠- زمزمه دلباختگان
اى عزيز! در پيمودن اين راه نخست دست در دامان لطف خدا زن و با توسّل به اذكار پرمعنايى كه از قرآن برمىآيد و از معصومين رسيده گام به گام به ذات مقدّسش نزديك