حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
حوزه علميّه قم به شيراز مىرفتم، در يكى از تابستانها جنب و جوش بعضى از فرقههاى صوفيّه و فعّاليّت آنها را مشاهده كردم كه گستاخانه- منتها زير لفّافه- به مقدّسات اسلام حمله كرده بودند، آن هم با سخنان و دلايل غيرمنطقى. من تصميم گرفتم پاسخى براى حرفهاى آنها بنويسم مثل اينكه احساس مىكردم بايد به سهم خودم هرچند ناچيز باشد از مقدّسات اسلام پاسدارى كنم و مأموريّتى براى اين كار دارم. كتابها و نوشتههاى متعدّدى را مورد مطالعه قرار دادم و دست به قلم گرفتم و كتاب جلوه حق را نوشتم و منتشر كردم، ولى نشر آن توأم با زحمت زياد بود زيرا هر نويسندهاى در اوّلين اثرش گرفتار چنين زحمات طاقتفرسايى است تا مردم، او و قلمش را بشناسند آن وقت آسوده خاطر مىشود، چراكه براى چاپ آثارش- به اصطلاح- صف مىكشند!».
شكوفايى قلمها
آنچه سبب به بار نشستن و شكوفا شدن اين موهبت است به تعبير خود استاد، وجود انگيزه، كه همان پاسدارى از اسلام و دفاع از ارزشهاست مىباشد كه در اين رابطه مىفرمايد:
«قلم انگيزه مىخواهد مانند هر كار ديگر، هرچه انگيزه قوىتر باشد اثرى كه انسان ابداع مىكند قوىتر و مهمتر است، بهترين اشعار شعرا و آثار نويسندگان مربوط به زمانهايى است كه موج عظيمى از احساسات و انگيزهها در وجود آنها پيدا مىشود و به همين دليل كتابهايى كه نسبت به آنها انگيزه مهمّى داشتهام بحمداللّه كتابهاى خوبترى از كار درآمد. يكى از آنها «فيلسوفنماها» بود كه آن هم انگيزه مهمّى داشت، آثار ديگر، كتابهاى متعدّدى بود كه محصول جلسات سىساله درس عقايد و مذاهب بود و همانها با انگيزههاى قوى تأليف شد».