حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
عنوان عقايد مذهبى رايج و جهانبينىهاى سنّتى (مخلوط به اضافات) جارى، بايد در شكلى بنيادين و به سرعت مورد تصحيح قرار گيرد!.
و بالاخره اين شما بوديد كه براى اوّلين بار پس از تأسيس حوزه علميّه قم شخصيّتهاى مصلح و احياگرى چون: «سيّدجمالالدّين اسدآبادى»، «شيخ محمّد عبده»، «كواكبى»، «كاشف الغطاء»، «سيد شرفالدّين» و امثال آنها را به نسل جوان حوزه علميّه قم شناسانديد و با الهام از انديشههاى اين بزرگان بود كه مساله «احياء انديشه اسلامى» را طرح كرده كه هشت سال بعد اين عنوان و تحقيق پيرامون آن را در آثار استاد شهيد مرتضى مطهّرى مشاهده كردم ...
براى اين كه مقدارى ملموستر و يا به عبارتى عينىتر و مصداقىتر حضرتعالى را به ياد انديشههاى اصلاحى و اميدبخش آن روز شما بيندازم، گويا در همان جلسات بود كه شما در قبال اعتراض يكى از همفكران جلسهاى كه به شيوههاى كار برخى از بزرگان حوزه داشت فرموديد:
انتقاد و اعتراض به افراد، كارى از پيش نبرده و دردى را دوا نمىكند! بايد نظام و معيارهاى حاكم بر حوزه تغيير كند، تا افراد هم در پرتو آن دگرگون و متحوّل گردند! ...»
در هر حال بسيارى از آثار قلمى استاد دامظلّه گواه بر آن است كه مىشود دين را در رگ حيات اجتماعى طلبيد و باور دينى و ايمان درونى را با تيزبينى اجتماعى، قرين ساخت و «تحقيق دينى» را- حتّى در مدرسهاىترين و آكادميكترين مسائل چون مسائل فلسفى- در خدمت حلّ «معضلات فرهنگى و اجتماعى» در آورد و عملًا افضليّت مداد علما نسبت به خون شهدا را به اثبات رساند.
تأليفاتى چون «آفريدگار جهان»، «خدا را چگونه بشناسيم»، «فيلسوفنماها»، «نشريّات نسل جوان» و مجلّه «مكتب اسلام» و ... گواه خوبى بر اين مدّعا است و استاد در اين زمينه چنين به صحبت مىنشيند: