حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
فرماندار و چهار تن ديگر از رؤساى ادارات تشكيل مىگرديد اينجانب و شش نفر ديگر آقايان در حوزه علميّه قم و چند نفر از تجّار محترم بازار را محرّكين اصلى اين حادثه معرّفى كردند و حكم تبعيد سه ساله (حدّاكثر تبعيد) را براى همه صادر فرمودند!
رئيس ساواك قم هنگامى كه در اطاقش به من اعلام كرد بايد به تبعيدگاه بروم، گفتم اى كاش آن كس كه اين حكم را صادر كرده اينجا بود با او سخن مىگفتم.
بى تأمّل گفت: آن كس منم! بفرماييد ... (و آنجا مفهوم كميسيون امنيّت اجتماعى را فهميدم).
گفتم: هر حادثهاى را به ما نسبت دهيد اين حادثه را خودتان آفريديد، و همه مىدانند، مگر شما وكيل مدافع آن مقالهنويس هستيد؟ خاموش كردن اين آتش راه سادهاى داشت، مىآمديد از آن مقاله عذرخواهى مىكرديد و مىگفتيد آن نويسنده غلط كرده، جبران مىكنيم، چرا به خاطر اعتراض قانونى مردم به يك نويسنده مزدور، مردم را به گلوله بستيد؟ گفت: واقع اين است كه ما هم نفهميديم به چه منظور آنرا نوشتهاند؟ و چه كسى نوشته؟ ... به هر حال مطلب از اينها گذشته بفرماييد ... (به سوى تبعيدگاه).
گفتم كجا؟
گفت: بعداً روشن مىشود.
در اين اثنا مأمورى از در وارد شد و گفت قربان آقاى ... (يكى از مقامهاى قضايى را نام برد) با توقيف آن سه نفر موافقت نكرده (معلوم نشد كدام سه نفر را مىگويد)
رئيس ساواك (بدون اعتنا از اينكه من شاهد و ناظرم) با عصبانيّت گفت، غلط كرده! من مىگويم توقيفشان كنيد! ... (و اينجا بود كه صحنه ديگرى از حكومت مطلقه ساواك را بر همه دستگاهها با چشم ديدم و به «دموكراسى ساواكى» آفرين گفتم!)
***