حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨
نماز باران
ديگر از تأييدات و امدادهاى غيب كه از فرازهاى باشكوه زندگى حضرت استاد (دامظلّه) به حساب مىآيد، داستان نماز باران ايشان در يكى از خشكسالىهاى شديد (سال ١٣٧٥) است كه در كتاب «تحقيقى پيرامون نماز باران» «١»
به شرح ذيل منعكس شده است.
سال ١٣٧٥، ايران اين مهد شيعيان مخلص علىّ بن ابىطالب عليه السلام دچار فاجعه خشكسالى سخت و كمسابقهاى شد. همه مردم از اين مسأله رنج مىبردند، به خصوص كشاورزان و دامداران كه احتياج مبرم و ضرورى به آب دارند. تقريباً در تمام مجالس و محافل، صحبت از اين فاجعه بود. خطبههاى نماز جمعه، روزنامهها، فراز منبرها و هر كوى و برزن سخن از نماز باران بود و نياز به آن، و اين كه بالاخره بايد كارى كرد، امّا هيچكس پيشقدم نمىشد. گويا هر كسى منتظر بود تا ديگرى پا پيش گذارد. در اين گير و دار مصيبت و فاجعه، اين مرجع عاليقدر، فقيه وارسته و وظيفهشناس، بر خود تكليف ديدند تا وظيفه شرعى و الهى خويش را انجام دهند.
ايشان پس از بررسى عمق فاجعه و مطالعه گزارشهايى كه از گوشه و كنار كشور امام زمان (عجّل اللّه تعالى فرجهالشريف) ارسال مىشد، عزم را جزم كرده و تصميم گرفتند تا با برگزارى نماز باران، اين سنّت الهى را احيا كنند.
لازم است به ياد آوريم كه ايشان بارها اين چنين به استقبال حوادث و خطراتى كه امّت اسلامى را تهديد مىكرد رفتهاند، سالها تلاش و مبارزه در عمر پربركت اين مرد بزرگ نشان داده كه خطر مفهومى نيست كه بتواند در اراده ايشان خللى ايجاد كند. انتشار اوّلين مجلّه حوزه علميّه در آن سالهاى تاريك شاهنشاهى و رواج اميال