حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨
بايد ديد عيب كار كجاست و با تشخيص آن، پيرامون راه حلّ آن بينديشيم، در مرحله اوّل به اين نكته برخورد مىكنيم كه اين قوانين همانند داروهايى هستند كه تنها جنبه استعمال خارجى دارد و اثر آنها كاملًا سطحى است، اينها هرگز نتوانستهاند كوچكترين گامى در اعماق وجدان بشرى كه الهامبخش تلاشها و كوششها و حركات اوست بگذارند و از درون، نيروهاى او را بسيج كنند و ريشههاى درد را بركنند». «١»
استاد در ادامه با ذكر چند مثال كه دقيقاً حكايت از اطلاعات وسيع علمى و معلومات عمومى ايشان مىكند مىنويسد:
«كدام قانون مىتواند (مثلًا) آن دسته از ثروتمندان «ينگه دنيا» را كه با اختصاص دادن ثروتهاى خود از طريق وصيّت به گربههايشان، وسايل ايجاد دهكده گربههاى ميليونر را فراهم ساختهاند، بر سر عقل و عاطفه انسانى بياورد و به حمايت از ميليونها گرسنه آفريقايى دعوت كند؟ كدام قانون مىتواند روح نوعدوستى را در آنها كه قطعات الماس چهاردهميليون تومانى را به خود مىآويزند و آلبومهاى تمبر چندميليونى، يكى از تزئينات كماهمّيّت اطاق پذيرايى آنها را تشكيل مىدهد زنده كند و به نجات جان ميليونها بيمار جذامى و سرطانى و مسلول دعوت نمايد؟ ...». «٢»
شكّى نيست كه اين نوع بحثها و آميخته شدن مباحث اعتقادى با اين قبيل از مثالها از جاذبه ويژهاى براى همگان برخوردار است.
خصوصيّت مزبور، سبب شده است كه استاد بتواند در اعماق روح و ذهن انسانها به خصوص نسل جوان سير كند، دردها و نگرانىهاى آنها را كشف كرده، به درمان آن بپردازد و از شبهات و سؤالات مختلف آنها جوابگو باشد.