حيات پر بركت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
خطرناك معنوى و مادّى كه از آن متوجّه عالم بشريّت مىشود، مطالعاتى به عمل آورده و سخنان آنها را با عدّهاى از دوستان، مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار داد تا اينكه تصميم گرفت نتيجه افكار خود را براى اطّلاع عموم به رشته تحرير درآورد لذا به جمعآورى مطالب اين كتاب مبادرت ورزيد. مانع بزرگى كه بيش از هر چيز بر سر اين راه خودنمايى مىكرد، عدم اطّلاع غالب افراد از اصطلاحات فلسفى جديد و قديم بود ولى آن هم با حذف آن اصطلاحات و يا تبديل به عبارات ساده معمولى (بدون اينكه ارزش حقيقى خود را از دست بدهد) از ميان برداشته شد!». «١»
نقش تدريس
قطعاً از جمله چيزهايى كه در روان شدن بيان و به عبارتى دقيقتر در پيدا كردن قدرت تفهيم، نقشى اساسى دارد، تمرين و ممارست فراوان در كرسى تدريس و منبر تبليغ است، بايد درس گفتن را همانند درس خواندن، و تدريس و تفهيم را در كنار تعلّم و تدرّس، لازم و واجب شمرد كه طبعاً يكى از بركات آن، باز شدن گرههاى بيانى، و پيدا كردن قدرت تبيين مسأله و تفهيم آن به مخاطب با سهولت و روانى است. حكايتى كه استاد در زمينه نقطه آغاز تدريس خود و نحوه ادامه آن دارد شنيدنى است:
«با اعتاب مقدّسه ائمّه هدى عليهم السلام با چشم گريان خداحافظى كردم و عراق را با همه خوبىها و مشكلاتش پشتسر نهادم و به حوزه قم برگشتم و ضمن استفاده از درس بزرگان، عمدتاً به مسأله تدريس پرداختم. البتّه تدريس علوم دينى براى من تازگى نداشت؛ از همان موقع كه شانزده ساله و در شيراز بودم حوزه درسى هرچند كوچك داشتم، به قم كه آمدم نيز حوزه درسى تشكيل دادم، در نجف نيز همان حوزه كوچك